تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

ختنه

    پسر گلای من

    شما 30 روزتون بود که به همراه بابایی تصمیم گرفتیم ببریمتون پیش اقای دکتر و ختنه تون رو انجام بدیم

     

    وااااای که چقدر نگران بودیم

    بابایی از من دل نازک تر ...

    عمه جونی گفت شما دو تا رو تو یه روز نبریم برای ختنه کردن .

    ما هم گفتیم چشم 

    مامان جون جانم اومده بودن کمک 

    روز اول آقا رادین و بردیم با اینکه منو بابایی خیلی استرس داشتیم فقط 5 دقیقه تو اقاق گریه کرد و بعدش دیگه اروم شد

    فرداش آقا یاسین و بردیم ایشونم فقط چند دقیقه گریه کرد و بعد دیگه اروم شد

    مامان جون جونی الهی فداش بشم خیلی تو اون چند روز ازتون مواظبت کرد 

    حدودا 7 روز بعد حلقه ها افتاد و شما دوتا گل پسر یه امر خطیر رو پشت سر گذاشتید


    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ سه شنبه 6 مهر 1395 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : ختنه ,بابایی ,دیگه اروم ,
    ختنه

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز دوشنبه 3 مهر 1396

  • تعداد وبلاگ :55471
  • تعداد مطالب :149142
  • بازدید امروز :316846
  • بازدید داخلی :18718
  • کاربران حاضر :170
  • رباتهای جستجوگر:442
  • همه حاضرین :612

تگ های برتر