جستجو

تبلیغات



ختنه

    پسر گلای من

    شما 30 روزتون بود که به همراه بابایی تصمیم گرفتیم ببریمتون پیش اقای دکتر و ختنه تون رو انجام بدیم

     

    وااااای که چقدر نگران بودیم

    بابایی از من دل نازک تر ...

    عمه جونی گفت شما دو تا رو تو یه روز نبریم برای ختنه کردن .

    ما هم گفتیم چشم 

    مامان جون جانم اومده بودن کمک 

    روز اول آقا رادین و بردیم با اینکه منو بابایی خیلی استرس داشتیم فقط 5 دقیقه تو اقاق گریه کرد و بعدش دیگه اروم شد

    فرداش آقا یاسین و بردیم ایشونم فقط چند دقیقه گریه کرد و بعد دیگه اروم شد

    مامان جون جونی الهی فداش بشم خیلی تو اون چند روز ازتون مواظبت کرد 

    حدودا 7 روز بعد حلقه ها افتاد و شما دوتا گل پسر یه امر خطیر رو پشت سر گذاشتید


    این مطلب تا کنون 23 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ سه شنبه 6 مهر 1395
    منبع
    برچسب ها : ختنه ,بابایی ,دیگه اروم ,
    ختنه

تبلیغات


    تبلیغات شما در این قسمت

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز چهار شنبه 9 فروردين 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر